عز الدين حسينى زنجانى
360
حكمت فاطمى (تلخيص شرح خطبه حضرت زهرا ع) (فارسى)
احتنكوا : فرّاء مىگويد : مراد استيلاء و غلبه است . ذرّيّة : يعنى ذريه رسول خدا صلى الله عليه و آله . العشير : دوست ، معاشر . بِئسَ للظالمين بَدَلًا : چه جانشين بدى به جاى پيشواى عدل ( امير مؤمنان ) برگزيدند . الذنابى : به ضمِّ ذال ، دم پرنده و جاى رويش پر در دم پرنده ، و ذنابى در پرنده بيشتر استعمال مىشود و ذَنَبْ در غير پرنده . در بال پرنده چهار پر كوچك وجود دارد كه پس از ده پر كه در جلو بال است قرار دارد . در اين تمثيل غرض از بيان پرهاى كوتاه و متوسط و بزرگى كه در بال پرنده است ، يعنى پرهايى كه به وسيلهء آنها پرش انجام مىشود و پرهايى كه در قسمت زير قرار دارد و كارى به وسيلهء آنها صورت نمىپذيرد اشاره به افرادى كه در سطح پايين هستند و قدرت تأثير بر اجتماع را ندارند ، با وجود اين به خلافت و رهبرى انتخاب شدند ، در صورتى كه رهبر جامعه بايد عامل رشد و تحرك امت باشد . العَجُز : به فتح اوّل و ضم ثانى ، بر وزن رَجُل جمع آن أعجاز ، قسمت عقب هر چيزى . الكاهل : قسمت بالاى پشت . فَرَغْماً لمعاطس : رغم ، خاك آلوده شدن ، مكروه داشتن و خوار شدن و كارى به عكس كردن . معاطس جمع مَعْطِس ، بينى ، يعنى در اثر وارونه كارى و جا به جا كردن مسئله خلافت و امامت ، بينىِ قوم خاكآلود شد . كنايه از ذلت و خوارى .